,

صفحه ویژه «آناهیتا شکرالهی»

آناهیتا شکراللهی تاریخ تولد ۶۴/۳/۳۰ متولد تهران ساکن کرج
کارشناس مدیریت و برنامه ریزی آموزش
در سال ۸۸ ازدواج کردم و فرزندم در سال ۹۲ به دنیا آمد
از کودکی نوشتن را دوست داشتم اما در سال ۹۳ به طور تصادفی با کانون فرهنگی چوک آشنا شدم و این شروعی بود که بتوانم به طور جدی به نوشتن فکر کنم
در کلاسها شرکت کردم و به کمک استاد بزرگوارم جناب آقای مهدی رضایی اولین  قدم رابه سوی نویسندگی برداشته و رمان برای زندگی ام را نوشتم.

اولین اثر خانم آناهیتا شکرالهی رمان «به خاطر زندگی ام» نام دارد که از سوی انتشارات مینوفر منتشر شده است و دومین اثر وی قصه ای با نام طاووس است که از سوی خانه داستان چوک در دست انتشار می باشد.

صفحه ویژه «زهرا دستاویز»

زهرا دستاویز. متولد ۲۴ آذر ۱۳۶۴ . کارشناس علوم سیاسی از دانشگاه علامه طباطبایی.

شروع قصه ی من چیزی متفاوت از بقیه نیست. من هم مثل بقیه ی داستان نویسانی که سرگذشتان را بارها و بارها خوانده ایم و می خوانیم شیفتگی و سرسپردگی ام به این حوزه از همان سالهای اول زندگی، همان سالهای بی قراری و دلباختگی به قهرمان ها و ابرقهرمان های داستان های سوررئال و تخیلی پدرها و مادرها شروع شد. از زبان مادرم بارها قصه ی کدو قلقله زن و سیندرلا و از زبان پدرم قصه ی خاله سوسکه را شنیده بودم و شبها تا یکی از این قصه ها را برایم نمی گفتند و تا نیمه های شب در عوالم کودکانه ی خودم لا به لای حوادث و ماجراها سیر و سفر نمی کردم خوابم نمی برد. بعد از آن بود که کتابها یکی یکی وارد زندگی ام شدند. در آغاز بابا لنگ دراز بود و الیورتویست و لباس جدید پادشاه و دختر کبریت فروش و خیلی از حکایت های رنگارنگ و خیال انگیز بچه های دهه ی شصت و کم کم داستانهای واقعی تر. از اعجاز قلم محمود دولت آبادی و عباس معروفی و صادق هدایت و چوبک در اندیشه و تخیلم هر چقدر بگویم کم گفتم. کلیدر را یک نفس سرکشیدم و چقدر برای آیدین قصه ی معروفی گریستم و بوف کور را شاید پنجاه بار هر بار با حیرتی بیشتر خواندم … در این مرحله بود که دانستم فقط باید بخوانم. هر روز بخوانم و هر چقدر که بیشتر می خوانم به عمق نادانی ام بیشتر پی می برم و می فهمم آن چه که برایش زاده شدم و تنها چیزی که در این دنیا به من تعلق دارد و من متعلق به اویم داستان است. داستان است که روحم را از برزخ زندگانی بیرون می کشد و در پناه اوست که کاستی های تمام نشدنی زندگی قابل قبول و خواستنی می شود. در این میان آشنایی ام با مرد بزرگ این روزهای ادبیات ما که از نسل خودمان است و تلاش بی دریغش برایم بی نهایت ستودنی است، آقای مهدی رضایی مدیرمسئول سایت ادبی چوک فصلی بود که در زندگی ام رقم خودم و من آن را به حساب خوش اقبالی ام می گذارم. چرا که منجر شد در دو حیطه ی بسیار نزدیک به هم، یکی نقد و تحلیل داستان و دیگری نقد و بررسی آثار سینمایی که آن هم لذت های خاص و عجیب خودش را دارد خودم را محک بزنم و دست آخر بتوانم اولین مجموعه داستانم تحت عنوان “همه چیز از دور چه زیباست” را به مرحله ی چاپ برسانم. این کتاب شامل ۱۴ داستان کوتاه است با محوریت موضوع زنان. بعد از آن رمانی دارم با نام “اتانازی در بلوار” که درونمایه ای روانشناسانه جامعه شناسانه دارد و آن هم به یاری استاد بزرگم آقای رضایی در درست بررسی و اقدام است که امیدوارم هر چه سریعتر به ثمر بنشیند و تحفه ی ناقابلی باشد در دست دوستان اهل قلم و ادب دوستان.

 

افتخارات هنرجویان آکادمی

بهاره ارشدریاحی: برگزیدۀ جایزۀ ادبی صادق هدایت سال ١٣٩٢،برگزیدۀ جایزۀ ادبی شمسه، کاندید دریافت جایزه‌های ادبی فانوس، طهران، خوشه، داستان بیهقی، دو سالانۀ داستان‌کوتاه نارنج، داستان‌کوتاه پایداری، جایزۀ ادبی شمس، داستان کوتاه‌کوتاه دخیل. انتشار مجموعه‌داستان «لیتیوم‌کربنات» رمان «تقویم تصادفی».

محمدامین محمدی: (از افغانستان) برگزیدۀ جایزۀ ادبی صادق هدایت سال ١٣٩١، برگزیدۀ جایزۀ ادبی تسنیم سال ١٣٩٢، انتشار مجموعه‌داستان «گذر قصاب‌ها».

محبوبه جعفرقلی: برگزیدۀ جایزۀ ادبی تسنیم سال ۱۳۹۲، انتشار مجموعه‌داستان «فرض می‌کنم که هستم.» وی برای انتشار این مجموعه‌داستان کاندید دریافت جایزۀ سال «گام اول» شد.

علیرضا احمدی: انتشار رمان «چوب مقدس» نشر ناکجا و رمان «آبتین».

مرجان درودی: تقدیر‌شده در پنج جایزۀ ادبی، انتشار یک مجموعه‌داستان و یک رمان.

امیر آقاجانی: برگزیدۀ جشنوارۀ دانشجویی سال ١٣٩٣.

اشرف‌السادات سادات: انتشار رمان‌های «شراب سرخ» و «گرداب عشق».

حبیب‌الله نبی‌اللهی: انتشار رمان‌های «گفتی از عشق بگو» و «دوست دارم مونسم باشی» و مجموعه‌داستان «دلشوره».

سیمین‌دخت حسینیان: انتشار مجموعه‌داستان«زندگی کدام‌یک از ما لای این ورق‌ها پنهان است.»

سید حسام سلیمان‌زاده: کاندید دریافت جایزۀ صادق هدایت در سال ١٣٩١.

کبری التج: مجموعه داستان «من ازدواج نمی کنم.»

زینب گشتیل: کاندید جایزه لیراو

محمدامین پورحسینقلی: رمان آسو و برگزیده رمان اولی جایزه ادبی سوره.

نرگس امینی: برگزیده مسابقه «داستان نویسی» سال۹۵

ملیحه سادات خاتمی: من یک زن معمولی هستم.

غزل پورنسایی: رمان به خاطر لیلا

صفحه ویژه «غزل سادات پورنسائی»

متولد سال شصت و سه تهران. ساکن بندرانزلی. مدرک تحصیلی دانشجوی ترم شش دکترای تخصصی روانشناسی تربیتی. مدرس و مشاور دانشگاه، روانشناس و پژوهشگر.
کتاب چاپی: به خاطر لیلا از نشر برکه خورشید. درباره زنی تنها که گذشته ی خود را مرور می کند.
زیر چاپ: پنج به علاوه یک. مجموعه داستان های کوتاه.
آب نبات چوبی: درباره ی زنی مطلقه که به دنبال یافتن شغل است تا به فلاکت خانواده پایان دهد و درگیر ماجرای تکان دهنده ای می شود.
کبک ها: ایمان پس از مدتها انتظار متوجه می شود گلرخ از همسرش حدا شده و به قصد انتقام به سراغش می رود.
دگردیسی: میثم پسری مذهبی و متدین است و به منظور نجات دخترعمویش از گمراهی درگیر سرنوشتش می شود.
هر چهار کتاب انتشارات علی.

صفحه ویژه «محمدامین پورحسینقلی»

محمدامین پورحسینقلی، زاده ششم آبان ۱۳۵۹ در شهر کرمانشاه است. او فارغ التحصیل کارشناسی آمار محض از دانشگاه رازی کرمانشاه، کارشناسی ارشد آمار زیستی از دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی و دکتری آمار زیستی از دانشگاه تربیت مدرس است و در حال حاضر عضو هیئت علمی این دانشگاه می­باشد.

از نوجوانی به ادبیات و نوشتن علاقه ­مند بوده و در دوره دانشگاه، تجربه کار روزنامه­ نگاری و خبرنگاری برای خبرگزاری ایسنا را نیز دارد. کار حرفه ­ای نویسندگی را با حضور در دوره های آموزشی کانون فرهنگی چوک آغاز کرده و اولین رمان او به نام آسو، که یک داستان تاریخی است، در سال ۹۴ توسط نشر آرنا منتشر شد. این رمان در جشنواره نوروزی سوره مهر جزو سه کتاب برگزیده ی بخش کتاب ­اولی­ ها بود و در حال حاضر نسخه رایگان آن در سایت طاقچه عرضه شده است. از او چند داستان کوتاه نیز منتشر شده است.

لینک دانلود رمان از سایت طاقچه:               http://taaghche.ir/آسو/book/7310